دكتر عقيقى بخشايشي
104
طبقات مفسران شيعه ( فارسي )
تأويل در معانى و مفاهيم به كار مىرود تأويل نوعا در كتابها و عبارات كتب آسمانى ، ولى تفسير اعمّ است يعنى هم در مورد كتب آسمانى و هم در كتب غير آسمانى به كار مىرود بنابراين كلمات انبياء و اولياء و اخبار و روايات قابل تفسيرند نه تأويل . در لسان العرب گويد « تأويل شرح لغوى يا مذهبى نصّى از نصوص ، يا اختصاصا نصّى از نصوص دينى را گويند . » « 1 » 3 . برخى گفتهاند : « تفسير بيان لفظى است كه تنها يك وجه داشته باشد و محتمل الوجه نباشد ، و لكن تأويل در لفظ عبارتى را گويند كه محتمل الوجوه باشد نهايت به دلايل عقلى يا نقلى يا ذوقى ، يكى از وجوه محتمل ، ترجيح داده مىشود . » « 2 » 4 . برخى ديگر گفتهاند : « تفسير ، بيان و روشن كردن مراد و مقصود از الفاظ است به استناد دلائل شرعى و نقلى و الهى يعنى روشن كردن آيات با آيات ديگر كه فرمود : الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ آياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ( هود آيه 1 و 2 ) ولى تأويل عبارت است از توجيه يكى از وجوه محتمله ، بدون اظهار نظر قطعى و جزمى . » 5 . برخى ديگر گفتهاند : « تفسير بيان معنى موضوعله الفاظ است حقيقتا يا مجازا . » حقيقت مانند تفسير ( صراط ) به طريق و راه . مجازا « كلمه ( صيّب ) در آيه ( و الصيّب من السّماء ) « هر نوع پائين آينده » كه به معنى باران تفسير شده است . درحالىكه تأويل عبارت : از تفسير باطن لفظ ، و رجوع و بازگشت به نتيجه و مآل امر است زيرا كلمه تأويل از فعل : آل - يؤول - اولا آمده است كه به معناى بازگشت و رجوع امر است بنابراين ، تأويل عبارت از آگاه كردن از حقيقت مراد است و تفسير عبارت از آگاه كرده از دليل مراد است كه همان معناى مطابقى لفظ باشد زيرا در تفسير خود حكايت از مراد مىكند مانند اين آيه كه فرمود : إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ كه مؤوّل به تحذير شده است زيرا در مقام بيان است كه هرگاه شما انسانها نافرمانى كنيد و دستورات شرع را گردن ننهيد خداى تعالى و توانا در مرصاد و كمينگاه شما است تا بهموقع شما را به كيفر خلاف برساند بدينترتيب اين كلمه مؤول مىشود به معنى غير ما وضع له . 6 . كشف مراد : طبرسى صاحب مجمع البيان گويد : « تفسير : عبارت از كشف معانى قرآن و بيان مراد و مقصود از آنها است و تأويل برگردانيدن يكى از دو احتمال است به آنچه مطابق با ظاهر است . 7 . جمعى از محقّقان گفتهاند : « تفسير عبارت از كشف معانى مفردات قرآن و بيان مراد و مقصود از آنها است و تأويل غالبا در جملات و عبارات است . » 8 . تفسير در بيان الفاظ غريب يا بيان الفاظ مجمل است مانند : ( اقيموا الصّلاة و آتوا الزّكاة ) يا در كلامى است كه متضمّن قصّهاى از قصص قرآنى است كه نياز به شرح و تفسير و تفصيل دارد . 9 . بعضى ديگر گفتهاند : « تفسير بهوسيله روايات و نقل و اثر است ولى تأويل از راه درايت ، اجتهاد و استنباط مىباشد تفسير از قرآن ، بيانكننده مجملات آيات است همان گونه كه اخبار مبيّن مجملات باشد در تفسير اجتهاد ، استنباط راه ندارد و تنها بايد مستند به اخبار و روايات و كلام معصوم ( ع ) باشد اينان اعتقاد دارند چنان كه اخبار و احاديث مفسّر آيات مىباشند آيات نيز برخى ، برخى ديگر را تفسير مىنمايد لكن تأويل براساس اجتهاد ، استنباط عقلى يا ذوقى است و از حضرت رسول ( ص ) روايت شده است كه فرمودهاند : « انّ القرآن ذلول ذو وجوه ، فاحملوه على احسن الوجوه » قرآن رام و
--> ( 1 ) لسان العرب ج 3 ، ص 1095 چاپ بيروت . ( 2 ) مجمع البيان طبرسى مقدمه ص 73 ، كفايه جلد م ، صفحهء 73 ، فرهنگ معارف اسلامى تأليف دكتر سجّادى ، جلد 2 ، حرف تا ، ص 105 .